برای یادگیری بهتر و انگیزش

:: برای یادگیری بهتر و انگیزش

بسم الله الرحمن الرحیم

انگیزش را نیروی ایجاد کننده ، نگه دارنده و هدایت کننده رفتار تعبیر کرده اند. انگیزش فرآیندی است که به رفتار نیرو ، جهت و پایداری می دهد.

« انگیزه » نیاز ، خواسته و یا درخواست ویژه ای است که موجب انگیزش می شود. اصطلاح انگیره بیشتر در اشاره به رفتار انسان به کار می رود. وقتی ما در جستجوی تحلیل رفتار یک فرد هستیم ، در واقع به دنبال انگیزه او هستیم که بیان کنیم چرا چنین رفتاری از او سر می زند.

 بارها از معلمان ، مدیران ، مشاوران ، کارشناسان و آموزش دهندگان شنیده ام که فقدان انگیزه یادگیرندگان را به عنوان یکی از چالش های اساسی خود، در کلاس و محیط یادگیری اعلام می کنند و انگیزش را یکی از مهم ترین عوامل بهبودشرایط یادگیری و کیفیت آموزشی قلمداد می کنند .

هر چند پاسخگویی به این مساله، نیازمند پژوهش و مطالعات دقیق است لکن انجام مطالعات و بررسی هایی را دراولویت قرار دادم، به توصیه بعضی از همکاران، تصمیم گرفتم خلاصه آن را جمع بندی و تقدیم مطالعه کنندگان نمایم. البته مدعی نیستم که به همه جوانب به خوبی و درستی پرداخته ام ، این قصه سر دراز دارد...

علاقه به یادگیری محصول عواملی است که به شخصیت ، توانایی فراگیر ، ویژگی های محتوایی آموزشی، فعالیت ها و تکالیف درسی رابطه آموزش دهنده و فراگیر ، مشوق ها وسایر عوامل محیطی مربوط است.

انگیزش را می توان به دو گروه بیرونی و درونی تقسیم کرد ، انگیزش بیرونی که در مباحث رفتاری مطرح است ، براین اصل تأکید می کند که هر عملی برای بدست آوردن نتیجه ( پاداش یا تنبیه ) انجام می گیرد. و انگیزش درونی که در رویکرد شناختی و انسان گرایانه مورد تأکید است بر این نظر استوار است که افراد اعمال و رفتارها را بخاطر خود آن عمل انجام می دهند نه کسب پاداش یا اجتناب از مجازات !

رویکردهای انگیزشی

الف ) رویکرد رفتاری :

رفتار گرایان ، انگیزش را وابسته به کسب پاداش و دوری از تنبیه می دانند . این برداشت از انگیزش، مبتنی است  براین عقیده و انیشه استوار است، که می گوید، پیامدهای اعمال و رفتارانسان ، هدایت کننده و کنترل کننده آنهاست ، اصل لذت ـ درد ، خلاصه ساده ایی از مهمترین اصل انگیزش رفتارگرایان است. طبق این اصل ، افراد تلاش می کنند تا لذت ( پاداش ) بیشتری کسب کرده و از درد ( تنبیه ) پرهیز کنند.

در این رویکرد ، مشوق ها ، محرک های مثبت و منفی ای هستند که می توانند رفتار یادگیرنده را برانگیخته یا باز دارند. معلمان وآموزش دهندگانی که به کمک نمره ، جایزه ، برخورد محبت آمیز ، تشوق کلامی و ... یادگیرندگان را به درس خواندن و انجام رفتارهای پسندیده وا می دارند، و با سرزنش، توبیخ ، ترش رویی و قهر و بی مهری آنان را از تنبلی و انجام رفتارهای ناپسند باز می دارند ، سطح انگیزش را بالا می برند.

مشوق کلامی اگر چه تقویت کننده ایی بیرونی است، ولی آثار آن بسیار قابل توجه و بالاتر از پاداش های مادی است. تعریف کردن با حساب و به موقع از کسی ، یک تقویت کننده مؤثر اجتماعی است ، دریافت مشوق کلامی از یک منبع با ارزش و مهم ( معلم ـ آموزش دهنده ) به عنوان نشانه ای از تحسین ، موفقیت و احترام برای یادگیرنده نه تنها دلنشین،  بلکه انگیزاننده است و می تواند اطلاعات مهمی در باره یادگیرنده و عملکردش به آموزش دهنده و معلم بدهد.

ب ) رویکرد شناختی :

 در رویکرد شناختی ، باور بر این است که اندیشه های فرد سرچشمه انگیزش او هستند. در این رویکرد ، انسان بدنبال پیش بینی رویدادهاست و به جای جستجوی لذت ( پاداش ) یا احساس خود بسندگی ، نیاز به دانستن دارد ، حتی به بهای تحمّل درد ( زحمت و هزینه ).

 شناخت گرایان معتقدند که رفتارها توسط هدف ها ، نقشه ها ، انتظارات و نسبت دادن های فرد ، ایجاد و هدایت می شوند. به  همین دلیل ، انگیزش درونی بیش از انگیزش بیرونی اهمیت دارد. لذا باید ذهن یادگیرنده را با یادگیری مسائلی درگیر کرد، که موجب بهبود زندگی فردی ، موقعیت اجتماعی ، احساس خود ارزشمندی و احترام را در او تقویت می کند.

ج ) رویکرد انسان گرایی  :

در این رویکرد به جای تأکید بر تقویت و تنبیه، به عنوان منبع اصلی انگیزش ، به توانایی یادگیرندگان برای رشد شخصی ، آزادی انتخاب هدف های زندگی و ویژگی های مثبت تأکید می شود. از این منظر برای ایجاد انگیزش ، باید احساس شایستگی ، خود رهبری و عزت نفس را در افراد افزایش داد.

برخی « مزلو» را بنیان گذار این نظریه می دانند ، او انگیزش را با توجه به نیازها توضیح داده است. او نیازها را به دو دسته کلی یعنی نیازهای کمبود ( اساسی ) و نیازهای رشد یا بالندگی تقسیم کرده و آنها را در 5 دسته سازماندهی می کند :

1ـ نیازهای زیستی ( بقا ): مثل نیاز به آب ، هوا ، غذا ، خواب و مسکن ، خودرو ، لباس و...

2ـ نیاز به امنیت:  شامل نیاز به داشتن محیطی امن و به دور از تهدید و ترس (جسمی و روحی )

3ـ نیاز تعلق به گروه:  مثل ایجاد روابط متقابل با یادگیران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن .

4ـ نیاز به احترام (عزت نفس): مانند احساس موفقیت ، تأیید از سوی دیگران ، احساس شایستگی ،کفایت و لیاقت و...

5ـ خودشکوفایی(فرا نیاز): این نیاز از میل انسان به رشد و بالندگی سرچشمه می گیرد. مانند کنجکاوی، اشتیاق برای یادگیری ، تجربه کردن ، درک زیبایی و نظم و هماهنگی و...

د ) رویکرد اجتماعی ـ فرهنگی :

 در این رویکرد منبع انگیزش برای بعضی از افراد ، بودن با دیگران و داشتن روابط دوستانه و متقابل با آنان است. این نیاز معرفی انگیزه افراد در ایجاد ارتباط با دیگران است و در صرف وقت با همسالان، ایجاد

دوستی های صمیمانه ، وابستگی به والدین و اشتیاق نسبت به برقراری روابط دوستانه و صمیمانه با معلمان انعکاس می¬یابد.

ه ) رویکرد « انتظار »  ضرب در «  ارزش »  :

این نظریه هم جنبه رفتاری دارد و هم جنبه شناختی و رابطه آنها بصورت زیر نشان داده می شود.

ویژگی این رابطه، ضرب شدن دو متغیر انتظار موفقیت و ارزش تشویقی موفقیت است ، افزایش هرکدام از متغیرها موجب افزایش انگیزش می شود. البته هرگاه یکی از دو عامل صفر باشد، انگیزش صفر منظور می شود. رابطه مذکور همان مفهوم  « خود کار آمدی » است که آلبرت بندورا مطرح کرده است. خودکارآمدی ، به باور شخص از توانایی هایش، برای انجام یک رفتار و برای رسیدن به یک هدف، مربوط است.

نظریه انگیزش پیشرفت :

منظور از انگیزش پیشرفت ، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت¬هایی است که موفقیت در آنها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است .

 کسب موفقیت در تکالیف و فعالیت های خیلی ساده برای افراد دارای انگیزش پیشرفت، لذت بخش نیست. این گونه افراد دوست دارند ، فعالیت های دشوارتر و پرچالش تری را تجربه نمایند.

انگیزه اجتناب از شکست :

انگیزه اجتناب از شکست ، به گرایش فرد برای دور شدن از شرمساری یا تحقیر مرتبط با شکست ، گفته می شود. افرادی که در آنها انگیزه اجتناب از شکست ، قوی تر است ، فعالیت ها و موقعیت هایی را ترجیح می دهند که در آنها، نتیجه کار مشخص و معلوم باشد، این افراد از حضور در فعالیت هایی که نتیجه روشن و معلومی ندارد، با اضطراب شدید همراه می شود. شکل دیگر انگیزه اجتناب از شکست، « درماندگی آموخته شده » نامیده می شود ، این حالت نشان دهنده منفی ترین حالت مفهوم از خود « خودپندار » است. درماندگی آموخته شده به حالت یادگیرندگان اشاره می کند که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی دانند. درماندگی آموخته شده ، رسیدن به این درک است که هر کاری که شخص انجام می دهد ، بی اهمیت ، بی اثر و محکوم به شکست است.

فنون ایجاد انگیزه در یادگیرندگان :

بهترین راه ایجاد انگیزه در افراد برای یادگیری ، بهبود شرایط و افزایش سطح کیفیت روش¬های آموزشی است با این حال به کار بردن راهبردهای زیر می¬تواند موجب ارتقای سطح انگیزش شود.

1ـ هدف های آموزش خود را در آغاز دوره آموزشی برای یادگیرندگان تشریح و تبیین کنید و از آنان بخواهید در تدوین هدف¬های یادگیری به صورت فعال مشارکت کنند.

 پژوهش ها نشان داده است که یادگیرندگانی که از هدف های درسی و آموزشی مطلع نشده اند، از یادگیرندگانی که معلم پیش از آغاز درس دقیقاً به آنها می گوید که چه انتظاراتی از آنها دارد ، عملکرد ضعیف تری دارند. داشتن هدف ، موجب بالا رفتن سطح انگیزش در فرد می شود . خصوصاً این اهداف، وقتی بیشترین تأثیر را در انگیزش آنان خواهد داشت، که دقیق و قابل دستیابی باشد وهم چنین یادگیرندگان باورداشته باشند که رسیدن به آنها امکان پذیر، و دارای اهمیت است.

2ـ در شرایط مناسب ، از تشویق¬های کلامی استفاده کنید : تشویق کلامی ساده ترین ، طبیعی ترین و کم هزینه ترین  وسیله ایی است که در اختیار آموزش دهنده قرار دارد. مؤثرترین تشویق کلامی، آن است که به رفتار و عملکرد درست یادگیرنده، وابسته بوده و به موقع و در شرایط مناسب انجام گیرد.

3ـ از آزمون ها و نمرات به عنوان عاملی برای ایجاد انگیزه در یادگیری استفاده کنید، البته مراقب باشید که در استفاده از آن دچار افراط نشوید.  مخصوصاً افرادی که انگیزۀ اجتناب از شکست را دارند.

4ـ از خاصیت برانگیزانندگی موضوعات گوناگون استفاده کنید. آموزش و ندریس را با تجارب عینی و خوشایند فراگیران، همراه کنید ولی بتدریج جریان آموزش و اداره گفتگوها به سمتی هدایت کنید که اهداف  آموزشی محقق گردد.تدریس را از جایی آغاز کنید که فراگیران دوست دارند و به جایی ختم کنید که خودتان برنامه ریزی کرده بودید.

5ـ مطالب آموزشی را از ساده به دشوار تنظیم و ارائه کنید.  به طوری که مطالب ساده، پیش نیاز مطالب دشوار قرار گیرد. سعی کنید تا اکثر فراگیران به مرحله یادگیری در حد تسلط نرسیده اند، تدریس موضوع جدید را آغاز نکنید، تا مطالب یادنگرفته شده روی هم انباشته نشود چون این شرایط او را در وضعیت اضطراب قرار داده و انگیزه او را برای یادگیری ضعیف می کند. برای افراد خیلی ضعیف برنامه آموزشی جداگانه( جبرانی)  طراحی کنید.

6ـ از ایجاد رقابت و چشم و هم چشمی در بین یادگیرندگان ، جلوگیری کنید. برای این کار بهتر است در جریان بحث های کلامی، ابتدا یادگیرنده را انتخاب کنید و بعد سؤال را مطرح نمایید ، در صورت لزوم از او بخواهیدکه یکی ازیادگیرندگان را انتخاب کند تا در پاسخ سؤال او را همراهی کند. اینکار موجب افزایش مشارکت افراد در یادگیری شده و یادگیری گروهی را تقویت می کند.

7ـ از روشهای مختلف و متنوع تدریس استفاده کنید.کسل کننده ترین روش آموزشی این است که معلم، همۀ وقت کلاس را به خودش اختصاص دهد و فرصت مشارکت در گفتگوها و فعالیتها را از یادگیرندگان بگیرد. بررسی ها نشان می دهد، یکی از بهترین راههای ایجاد انگیزه در یادگیرندگان ، شرکت دادن آنها در فعالیت های گروهی است.

8ـ پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت¬های یادگیری را کاهش دهید. بررسی ها و مطالعات نشان می دهد، عواملی مثل نمره پایین گرفتن از درسی که خوب یاد نگرفته بود ، اجبار در انجام تکالیفی که دشواری آنها از سطح توانایی یادگیرنده بالاتر است ، بی توجهی به تلاش یادگیرنده ، اجبار به رقابت با سایر فراگیران و تحکم کردن و.... موجب کاهش انگیزه حضور اثر بخش در جریان آموزش می شود.

9ـ تا جایی که امکان دارد ، فعالیت درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موفقیت های واقعی زندگی ارایه دهید. در حد امکان، در انجام فعالیت های آموزشی به یادگیرندگان ، آزادی عمل بدهید. انگیزه واقعی انسان ها در یادگیری ، انگیزه درونی و خود جوش آنهاست. لذا هر قدر مطالب معنی دارتر و منطقی تر جلوه کند ،  هیجان و کنجکاوی فرد را بیشتر تحریک کرده و یادگیری بیشتر و پایدار تری حاصل می شود.

10- تکالیفی که به یادگیرندگان می دهید نه خیلی ساده و نه خیلی دشوار باشد ، تکلیف باید با توانایی های یادگیرندگان ، مطالبی که در کلاس تدریس شده، شرایط زندگی ، زمان و نیازهای آنها تناسب داشته باشد ، تا بتواند جنبه شخصی یادگیری و هیجان و اشتیاق در آنها را برای یادگیری موثرتر تقویت کند

منبع : جیرفت-احمدیبرای یادگیری بهتر و انگیزش
برچسب ها : انگیزش ,یادگیری ,انگیزه ,یادگیرندگان ,رویکرد ,ایجاد ,برای یادگیری ,انگیزه اجتناب ,ایجاد انگیزه ,آموزش دهنده ,استفاده کنید

نماز و روزه در سفرهای شغلی

:: نماز و روزه در سفرهای شغلی

نماز و روزه در سفرهای شغلی

احکام سفر

س116. کسی که سفر مقدمه شغل اوست، آیا در سفر نمازش تمام و روزه‌‏اش صحیح است یا آن‌که این حکم اختصاص به کسی دارد که شغل او حتماً مسافرت باشد؟ این گفته مرجع تقلید حضرت امام خمینی (ره) که می‏‌فرماید: کسی که شغل او مسافرت است چه معنایی دارد؟ آیا کسی یافت می‏‌شود که خود سفر شغل او باشد؟ زیرا چوپان و راننده و ملوان و غیر آن‌ها هم کارشان چوپانی و رانندگی و کشتیرانی است و اصولاً کسی که سفر را به عنوان شغل خود برگزیده باشد، وجود ندارد.

ج) کسی که سفر مقدمه کار او است، اگر در خلال هر ده روز حداقل يک بار برای کار به محل کارش رفت و آمد نمايد، نمازش تمام و روزه‌‏اش صحيح است، و در کلمات فقها (رضوان‌الله‌عليهم) مراد از کسی که شغل او مسافرت است، کسی است که قوام کار او به سفر است مانند شغل‌هايی که در سؤال ذکر شده است.

س117. استفتایی شده که: «شخصی در جایی کار می‌کند که فاصله بین محل کار و وطنش به اندازه مسافت شرعی نیست اما در رابطه با کارش هفته‌ای یا دو هفته یک بار به محل دیگری به اندازه مسافت شرعی سفر می‌كند.» در جواب گفته شده: «در محل دوم نمازش تمام است.» در حالی که می‌دانیم معظم‌له حداقل یک سفر (شغلی) در طول ده روز را معتبر می‌دانند. لطفاً این مسأله را توضیح بفرمایید؟

ج) اگر به‌خاطر شغل به جايی سفر کند که به اندازه مسافت شرعی از محل سکونت يا محل کارش دور باشد، مادامی که در طی ده روز حداقل يک مرتبه به آن‌جا رفت و آمد کند، در راه رفت و برگشت و در خود محل، نمازش تمام است؛ ولی اگر سفرش به آن‌جا سفر شغلی نباشد يا در هر دو هفته يک بار (مثلاً) به آن‌جا می‌رود، نمازش شکسته است.

س118. خواهشمند است در مورد سفر برای شغل که فرموده‌اید «در سفر سوم نماز تمام است» بفرمایید: شخصی که مکرّر برای شغلش مسافرت می‌کند اگر ده روز در وطن و یا جای دیگر اقامت کند آیا در این مورد هم در سفر سوم نمازش تمام است و یا اینکه پس از اقامت ده روز فقط در سفر اول نمازش قصر می‌باشد؟

ج) در صورت اقامت ده روز در يک محل در بين سفرهای شغلی فقط در سفر اول بعد از اقامت ده روز نمازش قصر است.

س119. کسی که سفر شغلی حداقل هر ده روز یک بار انجام می‌دهد، تا چه مدّت آن را ادامه دهد حکم سفر شغلی بر آن مترتب می‌شود؟

ج) ميزان صدق تکرّر سفر برای شغل است، همين که کاری که برای آن سفر می‌کند شغل او محسوب باشد ولو شغل دو سه ماهه، و برای آن بدون تخلّل اقامت ده روز در يک جا مکرّراً مسافرت می‌کند، در سفر سوّم نمازش تمام است.

س120. مکلف بعد از این‌که ده روز بین سفرش فاصله افتاده، از وطنش به محل کار مسافرت می‌کند و چون سفر اولش هست نمازش را شکسته می‌خواند، ولی بعد از رسیدن به محل کار صاحب کار از او می‌خواهد به محل دیگری ـ كه به اندازه مسافت شرعی است ـ برود. آیا این سفر، سفر دوم محسوب می‌شود تا نمازش را تمام بخواند، یا ابتدای سفر دوم بعد از بازگشت به وطن و سفر از وطن به محل کار است؟

ج) سفر مذبور، سفر دومش محسوب می‌شود و نمازش تمام است.‏‏

س121. اینجانب با اجازه جنابعالی بر تقلید از حضرت امام (ره) باقی هستم. و در زمان آیت الله اراکی (ره) در حوزه مأموریت استانی نماز را کامل می‌خواندم و فعلاً هم نمازم را در حوزه مأموریت (تمام شهرهای استان) کامل می‌خوانم. از طرفی منزل پدر خانمم در استان همجوار است. تکلیفم در مأموریت اداری و مرخصی (کار غیراداری) در آن استان چیست؟

ج) اگر محل كار از محل سكونت حداقل به مقدار چهار فرسخ شرعی (5/22 كيلومتر) فاصله دارد و حداقل هر ده روز يك بار بين محل سكونت و محل كار رفت و آمد داريد، نماز شما تمام و روزه صحيح است و چنانچه فاصله كمتر از چهار فرسخ شرعی باشد، با قصد اقامت ده روز در محل سكونت يا محل كار و تحقق قصد اقامت ده روز، تردد شما بين محل كار و محل سكونت رافع حكم اقامت نيست بلكه نماز تمام و روزه صحيح است، ولی در سفر غيركاری برای خريد مايحتاج و يا رفتن به منزل پدر خانم حكم مسافر مترتب است.

س121. اینجانب با اجازه جنابعالی بر تقلید از حضرت امام (ره) باقی هستم. و در زمان آیت الله اراکی (ره) در حوزه مأموریت استانی نماز را کامل می‌خواندم و فعلاً هم نمازم را در حوزه مأموریت (تمام شهرهای استان) کامل می‌خوانم. از طرفی منزل پدر خانمم در استان همجوار است. تکلیفم در مأموریت اداری و مرخصی (کار غیراداری) در آن استان چیست؟

ج) اگر محل كار از محل سكونت حداقل به مقدار چهار فرسخ شرعی (5/22 كيلومتر) فاصله دارد و حداقل هر ده روز يك بار بين محل سكونت و محل كار رفت و آمد داريد، نماز شما تمام و روزه صحيح است و چنانچه فاصله كمتر از چهار فرسخ شرعی باشد، با قصد اقامت ده روز در محل سكونت يا محل كار و تحقق قصد اقامت ده روز، تردد شما بين محل كار و محل سكونت رافع حكم اقامت نيست بلكه نماز تمام و روزه صحيح است، ولی در سفر غيركاری برای خريد مايحتاج و يا رفتن به منزل پدر خانم حكم مسافر مترتب است.

س122. گاهی ما نظامیان برای مدت طولانی بنا به دستورات نظامی می‌بایست در محلی خارج از وطن خود اقامت كنیم كه این مدّت در برخی موارد به كل سی سال خدمت موظفی نیز منتهی می‌گردد و در ابتدای امر نیز تشخیص این‌كه چند سال در آن مكان به جهت شغل خود، حضور خواهیم داشت نامعین و نامشخص است. حال آیا این گروه نظامیان با شرح فوق در محل اشتغال‌شان نیازمند قصد اقامت هستند؟

ج) ماندن در محل كار ولو به مدت طولانی بدون قصد زندگی موجب ترتّب حكم وطن نيست بلكه در صورت سفر از محل كار، در برگشت نياز به قصد اقامت دارند، مگر اين‌كه آن‌قدر آن‌جا بمانند كه عرفاً وطن آنان محسوب شود.

س123. نماز و روزه نیروهای کادری که در استخدام ارتش یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند و بیشتر از ده روز در پادگان و بیشتر از ده روز در مناطق مرزی می‏‌مانند، چه حکمی دارد؟ خواهشمندم فتوای حضرت امام (ره) را هم بیان فرمایید.

ج) اگر قصد اقامت ده روز يا بيشتر را در مکانی دارند و يا می‏‌دانند که ده روز يا بيشتر از آن مقدار در آن‌جا خواهند ماند، واجب است که نماز خود را تمام بخوانند و روزه هم بگيرند. فتوای امام (ره) هم همين است.

س124. اگر یکی از طلاب علوم دینی قصد داشته باشد تبلیغ را شغل خود قرار دهد، آیا با این فرض می‏‌تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگیرد؟ اگر شخصی برای کاری غیر از تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهی از منکر مسافرت نماید، نماز و روزه‌‏اش چه حکمی دارد؟

ج) اگر عرفاً تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهی از منکر شغل و کار او محسوب شود، در سفر برای انجام آن کارها حکم مسافری را دارد که به‌خاطر شغل و کارش سفر می‏‌کند، و اگر زمانی برای کاری غير از ارشاد و تبليغ مسافرت کرد، در آن سفر مانند ساير مسافران نمازش شکسته است و روزه او صحيح نيست.

س125. محل تولد من شهر کاشمر است و از سال 1345 هجری شمسی تا سال 1369 ساکن تهران بوده‌‏ام و آن‌جا را وطن برای خود انتخاب کردم، و مدت سه سال است که همراه با خانواده‌‏ام برای مأموریت اداری به بندرعباس آمده و کمتر از یک سال دیگر به شهر تهران ـ که وطن من است ـ بازخواهم گشت. با توجه به این‌که در مدتی که در بندرعباس هستم، هر لحظه امکان دارد برای مأموریت به شهرهای تابع بندرعباس بروم و مدتی در آن‌جا بمانم و زمان مأموریت‌‏های اداری هم که به من ارجاع می‏‌شود، قابل پیش‌بینی نیست، خواهشمندم اولاً: حکم نماز و روزه مرا بیان فرمایید. ثانیاً: با توجه به این‌که در اغلب اوقات یا در بعضی از ماه‌های سال برای چند روز در مأموریت اداری به سر می‏‌برم، آیا کثیرالسفر محسوب می‏‌شوم یا خیر؟

ج) نماز و روزه شما در محل کار فعلی‌تان که وطن شما نيست، حکم نماز و روزه مسافر را دارد، يعنی نماز شکسته است و روزه‏‌تان صحيح نيست، مگر آن‌که در آن‌جا قصد اقامت ده روز کنيد و يا در هر ده روز حداقل يک بار به‌خاطر کاری که مربوط به وظيفه شما است، مسافرت نماييد.

س126. من با شرکتی قرارداد بسته‌ام که آنها متکفّل مخارج درس و آموزش من می‌شوند تا درسم تمام شده و در آن شرکت کار کنم. محل درس از وطن اصلی‌ام به اندازه مسافت شرعی فاصله دارد و تا مقداری از حقوق کارمندان این شرکت به من هم پرداخت می‌شود. آیا آن‌جا محل درس و تحصیل من محسوب می‌شود یا محل کارم؟ اگر محل تحصیل باشد، حکم نماز و روزه ماه رمضان چه خواهد بود؟ با توجه به این‌که هفته‌ای یک بار به شهر اصلی‌ام برمی‌گردم؟

ج) بعد از آن‌که کارمند آن شرکت شده و به حساب و دستور شرکت مشغول به تحصيل گشتيد تا بعد از اتمام تحصيل در شرکت کار کنيد، سفر شما برای تحصيل ـ در فرض سؤال ـ حکم سفر شغلی را دارد، بنابراين نمازتان تمام است و در ماه رمضان بايد روزه بگيريد.

س127. آیا در سفر شغلی كه نماز تمام است لازم است در هر ده روز حداقل یك بار به محل كارش سفر كند یا همین كه در یك مكان ده روز نماند ـ ولو هر 15 روز یا 20 روز یا یك ماه به محل كارش سفر كند ـ كافی است؟

ج) ملاك اين است كه بين دو سفر شغلی ده روز در جايی اقامت نكند هر چند فاصله بين دو سفر شغلی بيش از ده روز باشد.

س128. بر اساس فتوای حضرتعالی نماز «من شغله فی السفر» در سفر اول بعد از تخلّل ده روز شكسته است، ملاك و معیار سفر اول و پایان آن و آغاز سفر دوم چیست؟

ج) اگر برای انجام كاری سفر كرده كه در مقصد كارش تمام شده است و در آنجا تصميم می‌گيرد که به وطن يا جای ديگر برود برگشت از آن سفر، سفر دوم محسوب می‌شود که اگر شغلی باشد نماز تمام است ولی اگر مثلاً كار او رفتن به مقصد و چيزی از آنجا برای مبدأ آوردن بوده، رفت و برگشت يك سفر محسوب می‌شود.

س129. مأمورین غیر محلی که هیچ‌گاه ده روز در شهر محل کار نمی‏‌مانند، ولی مسافرت آنان کمتر از مسافت شرعی است، از جهت تمام یا شکسته بودن نماز چه وظیفه‌‌‏ای دارند؟

ج) در فرض سؤال، هرگاه ده روز در جايی اقامت نكنند، در غير سفر اول (و دوم در ابتدای كار) سفرشان شغلی محسوب می‌شود و در محل سكونت، محل كار و بين آن دو نمازشان تمام است.

س130. در مورد شغل‌هایی همچون معلّمی، آیا در هر ده روز یک مرتبه سفر (شغلی) ولو به جاهای مختلف (به اعتبار این که تمام این مکان‌ها برای کار آموزشی است)، کفایت می‌کند یا باید محل سفر در هر مرتبه یکی باشد؟

ج) در سفر شغلی، وحدت مکان شرط نيست.

س131. شخصی هر روز از محل سکونتش به اندازه مسافت شرعی برای کار می‌رود، اگر کارش موجب شود که به جای دیگری برود ـ که گاهی به اندازه مسافت شرعی است و گاهی کمتر ـ حکم نماز و روزه اش چیست؟

ج) مادامی که بين دو سفرش در يک جا ده روز فاصله نيفتد، نمازش تمام و روزه‌اش صحيح است.

س132. نظر حضرت‌عالی درباره نماز و روزه کسانی که به مدت معیّنی بیش از یک سال در شهری برای کار اقامت می‏‌کنند و یا سربازانی که به مدت یک یا دو سال برای انجام خدمات سربازی در شهری می‏‌مانند، چیست؟ آیا بعد از هر سفری باید قصد اقامت ده روز کنند تا نمازشان تمام و روزه آن‌ها صحیح باشد؟ و اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را داشته باشند، نماز و روزه آن‌ها چه حکمی دارد؟

ج) اگر حداقل هر ده روز يک‌بار به‌خاطر شغل‌شان به محل کار سفر می‏‌کنند، در غير سفر اول و دوم نمازشان تمام و روزه‏‌شان صحيح است، ولی در سفر اول و دوم، حکم ساير مسافرين را دارند، يعنی تا قصد اقامت ده روز را نکرده‌‏اند، نماز آنان شکسته است و روزه‏‌شان صحيح نيست.

س133. گروهی از همكاران، هر روز جهت كار بین دو شهر (كه هیچ‌كدام از آن دو شهر نیز وطن آنها نمی‌باشد) تردد می‌نمایند، حكم نماز و روزه این گروه در شهر محل كار، شهرستان محل سكونت، و بین آن دو شهر چیست؟

ج) با فرض اين‌كه بين محل كار و محل سكونت تردد مكرّر دارند و ده روز در يك جا نمی‌مانند، نماز و روزه‌شان در محل كار و بين راه و محل سكونت تمام است.

س134. وطن اینجانب در یکی از شهرستان‌های مازندران است که در حال حاضر در تهران مشغول به تحصیل و کار هستم. من در پایان هر هفته به هشتگرد به‌منظور صله ارحام می‌روم. از شنبه تا چهارشنبه در تهران در کنار تحصیل در دانشگاه مشغول به کار نیز هستم، تقریباً هر 40 روز یک‌بار به مازندان می‌روم. با توجه به اشتغال در تهران حکم نماز و روزه من چگونه است؟

ج) در سفر به هشتگرد به‌منظور صله ارحام، حکم مسافر داريد و در برگشت به تهران که اشتغال به کار نيز داريد، نماز تمام و روزه صحيح است و در محل کار نيز نماز تمام و روزه صحيح است و در سفر به وطن نيز در مسير رفتن نماز شکسته است ولی در برگشت به محل کار نماز تمام است.

س135. من کارمند یکی از ادارات دولتی شهر هستم. فاصله بین محل کار و محل سکونتم حدود سی‌وپنج کیلومتر است که هر روز این مسیر را برای رسیدن به محل کارم طی می‏‌کنم. اگر برای کار خاصی قصد کنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حکمی دارد؟ آیا واجب است نماز را تمام بخوانم یا خیر؟ به عنوان مثال هنگامی که در روز جمعه برای زیارت اقوام به شهر سمنان مسافرت می‏‌کنم، آیا واجب است نمازم را تمام بخوانم یا خیر؟

ج) اگر مسافرت به‌خاطر کار نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد، ولی اگر سفر به‌خاطر شغلی که در محل کار داريد، باشد و در ضمنِ آن، اعمال خاصی از قبيل ديدن اقوام و دوستان را هم انجام می‏‌دهيد و گاهی يک يا چند شب هم در آن‌جا می‏‌مانيد، باعث تغيير حکم سفر شغلی نمی‏‌شود و نماز تمام و روزه صحيح‏ است.

س136. اگر من در محل کارم پس از پایان وقت اداری و انجام کارهای اداری که به‌خاطر آن مسافرت کرده‌‏ام، به انجام کارهای شخصی بپردازم. مثلاً از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر کارهای اداری را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام کارهای شخصی شوم، نماز و روزه‌‏ام چه حکمی دارد؟

ج) انجام ‏کارهای خصوصی در سفر شغلی اداری بعد از پايان کار اداری، حکم سفر شغلی را تغيير نمی‏‌دهد.

س137. کسانی که بین محل کارشان و محل سکونتشان کمتر از مسافت شرعی است، مثلاً کسی که اهل تهران است و برای مدّتی در ارتباط با شغلش، برای کار در بوشهر منزل گرفته است و در 15 کیلومتری آن، محل کارش است و هر روز این مسافت را تردّد دارد، حکم نماز آنان چگونه است؟

ج) در غير سفر اوّل (و دوّم در ابتدای کار) سفر شغلی محسوب می‌شود و در محل سکونت، محل کار و بين آن دو، نماز تمام است.

س138. اگر پس از بازگشت به وطن یا شهر دیگر (بدون ماندن ده روز) که به بوشهر برمی‌گردد، یکی دو روز زودتر می‌رود به محل سکونت خود، حکم چگونه است؟

ج) آن هم سفر شغلی محسوب می‌شود.

س139. شخصی که هر ده روز یك سفر شغلی دارد، به مدت 15 روز سفر شغلی انجام نداده است اما سفرهای زیارتی داشته و ده روز در یك محل نبوده است آیا وقتی سفرهای شغلی او شروع می‌شود، نماز او كامل است؟

ج) در فرض مرقوم نمازهای او در سفرهای شغلی بعد، تمام و روزه‌های او صحيح است.

س140. بنده در شهر جدید پرند (در 40 كیلومتری شهر تهران) ساكن هستم و هر روز برای كار به تهران می‌آیم و دارای شغل اداری هستم فلذا بر اساس فتوای حضرتعالی دائم‌السفر بوده و در تهران باید نمازم را كامل به‌جا آورم. حال از سوی اداره متبوع به مأموریتی اعزام شده‌ام كه دارای ماهیت غیراداری بوده (مثلاً امنیتی ـ حفاظتی) و مدت آن كمتر از ده روز می‌باشد. 1. در فرض ذكر شده نمازهای بنده كامل خواهد بود یا شكسته؟ 2. نمازهای قبلی كه با فتوای شما همخوانی نداشته باشد یعنی فردی برخلاف آن عمل كرده باشد، چگونه خواهد بود؟

ج) با فرض اين كه مأموريت مذكور در راستای شغل اداری شما بوده، نمازتان كامل بوده است و چنانچه شكسته خوانده‌ايد، نمازهای چهار ركعتی را قضا كنيد.

س141. شخصی ساکن منطقه معیّنی است. در منطقه دیگری به فاصله بیش از پنجاه کیلومتر به مدت دو ماه کاری برای او پیش آمده، به این‌صورت که یک هفته کار می‌کند و یک هفته تعطیل است. حکم نمازش چیست؟

ج) برای مدت کمتر از دو ماه کار در يک سال و يا در کل سال، صدق کار مشکل است. ملاک در ترتّب حکم سفر شغلی اين است که آن کار در نظر عرف برايش شغل محسوب شود. بنابراين اگر کارش عرفاً شغل او به‌حساب آيد، از سفر سومِ کاری، در هنگام رفت و برگشت و در محل کار، نمازش تمام است، به شرط آن‌که در مدت سفر شغلی، ده روز در يک‌جا مقيم نشود.

س142. کسی که شغل او در سفر است، اگر بین دو سفر شغلی بیش از ده روز فاصله بیفتد ولی تمام این مدت (فاصله افتاده) را در وطن یا محل اقامتش مستقرّ نبوده، بلکه در ضمن آن برای سفر غیر شغلی به اندازه مسافت شرعی یا کمتر از آن خارج شده، حکمش چیست؟

ج) در فرض مذکور، فاصله افتادن بين دو سفر شغلی محقّق نشده است.

س143. اگر در زمان مرخصی به مسافرت (مثلاً‌ قم یا مشهد) بروم هنگام برگشت به وطن در بین مسیر تكلیف نماز چیست؟

ج) در سفر برای مرخصی و بين راه نماز شكسته است لكن اگر از آنجا برای كار به وطن می‌آييد كه فردای آن روز سر كار برويد در بين راه (اگر در محل مرخصی ده روز در يك محل نمانده باشيد) نماز تمام است.

منبع : جیرفت-احمدینماز و روزه در سفرهای شغلی
برچسب ها : نماز ,تمام ,شغلی ,روزه ,اقامت ,نمازش ,نماز تمام ,مسافت شرعی ,نمازش تمام ,اندازه مسافت ,محسوب می‌شود ,شغلی محسوب می‌شود ,اساس فتوای حضرتعالی ,تما

تبریک به منتخب خبرگان رهبری جناب دکتر ایت الله امان اله علیمرادی بردسیری

:: تبریک به منتخب خبرگان رهبری جناب دکتر ایت الله امان اله علیمرادی بردسیری

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان به نقل از روابط عمومی فرمانداری کرمان، نتیجه پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری در حوزه انتخابیه استان کرمان شرح زیر اعلام شد.

در اجرای ماده 66 آیین‌نامه اجرایی قانون انتخابات مجلس خبرگان به اطلاع اهالی استان کرمان می‌رساند در انتخابات مجلس خبرگان که در روز جمعه هفتم اسفندماه جاری در سراسر حوزه انتخابیه این استان برگزار شد، جمع آرای مأخوذه یک میلیون و 310 هزار و 234 برگ بود که آرای افراد به ترتیب زیر اعلام می‌شود.

1 - سیداحمد خاتمی فرزند سیدمهدی دارای 701 هزار و 972 رأی.
2 -  محمد بهرامی‌خوشکار فرزند حسین دارای 672 هزار و 608 رأی.
3 - امان‌الله علیمرادی فرزند عبدالله دارای 559 هزار و 656 رأی.
4 -  سیدجلیل صدرطباطبائی فرزند سیداحمد دارای 486 هزار و 107 رأی.
5 - احمد شیخ‌بهائی فرزند جواد دارای 224 هزار و 59 رأی.

در این بیانیه تصریح شده است: در اجرای ماده 67 آیین‌نامه اجرایی قانون انتخابات مجلس خبرگان از تاریخ انتشار این آگهی به مدت دو روز هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه در محل فرمانداری شهرستان کرمان آماده دریافت شکایات است و به استناد ماده 69 آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند، می‌توانند طی یک هفته از تاریخ اخذ شکایت، خود را به دبیرخانه شورای نگهبان تسلیم دارند.

منبع : جیرفت-احمدیتبریک به منتخب خبرگان رهبری جناب دکتر ایت الله امان اله علیمرادی بردسیری
برچسب ها : فرزند ,هزار ,خبرگان ,انتخابات ,کرمان ,دارای ,مجلس خبرگان ,آیین‌نامه اجرایی ,حوزه انتخابیه ,انتخابات مجلس ,اجرایی قانون ,آیین‌نامه اجرایی قانو

تبریک به منتخب مردم جیرفت و عنبر اباد

:: تبریک به منتخب مردم جیرفت و عنبر اباد
باسمه تعالی

ازاده سرافراز شهرمان جناب اقای حاج یحیی کمالی پور

سلام علیکم

به خود می بالیم که مردمان سرزمین جیرفت و عنبراباد

اندیشه ای بزرگ و تفکری والا را در تبلور سیاسی و اندیشه دینی خود

به رخ همگان کشاندند .و با حضور مسیحایی خود قبل از هر چیز دل رهبری را شاد

و دشمن قسم خورده را مایوس ناامید گردانیدند.و بعد از ان در شهر دار الولایه جیرفت

فرزند خلف و شایسته خود یادگار جنگ و شهادت را انتخاب و مسیر خود از جریان فتنه جدا

و مشخص نمودند.امروز به خود می بالیم که شما راهی بهارستان شدید و شمارش معکوس

برای انجام تحولات بزرگ در حوزه انتخابیه شما اغاز و منتظر اجرای تمام برنامه های شما خواهیم بود

و همانگونه که در دوران تبلیغات انتخابات پا به پای شما روز و شب را در هم ادغام کردیم

و تلاشمان را در روز هفت اسفند به شکوفه نشاندیم.لذا این موفقیت بزرگ را به شما تبریک

عرض می نمایم و امیدوارم نیرویی ولایی در مجلس باشید و با کار و تلاش صادقانه در حوزه انتخابیه

خود دل امام زمانمان،امام شهدا،رهبری عزیز و مردم قدر شناس جیرفت و عنبراباد را شاد نگهدارید.

دعایمان بدرقه راهتان و اماده انجام خدمتگذاری در زیر پرچم ولایت خواهیم بود.

محمد رضا احمدی

منبع : جیرفت-احمدیتبریک به منتخب مردم جیرفت و عنبر اباد
برچسب ها : جیرفت ,حوزه انتخابیه

عوامل جذب شدن به نماز

:: عوامل جذب شدن به نماز

خوب است بدانید كه جذب دیگران به نماز ارتباط نزدیكی به نوع شخصیت افراد دارد ؛ چراكه براساس روان شناسی تربیتی شخصیت انسان ها از تیپ های گوناگونی است مثل شخصیت خودكار، سازش پذیر، بدگمان، افتاده، مبارزه طلب، تعدیل نیافته، ماجراجو، مشتاق، اخلاقی كه برای هر یك می توان از به یك یا چند روش از روش های متعددی كه در این زمینه وجود دارد استفاده نمود.

با در نظر داشتن نكته گفته شده برای اینكه بتوانید با موفقیت دیگران را به نماز خواندن تشویق نمائید دو پیشنهاد عمده را به شما هدیه می نمائیم:

پیشنهاد اول :
از بین بردن موانع این گونه افراد كه این موانع عبارتند از:

1- عدم اعتماد به نفس

بعضاً ممكن است فردی كه ( به خوصوص نوجوان ها ) اقدام به خواندن نماز می‌كند توسط دیگران مورد تمسخر قرار بگیرد در چنین شرایطی اگر اعتماد به نفس نداشته باشد از میدان بدر رفته و نماز را ترك كند.

در خصوص این افراد باید اعتماد سازی نمود و آن ها را به این نكته تذكر داد كه نباید انسان با حرف مردم زندگی كند و به قول معروف دم دروازه را می شود بست اما دهان مردم را نمی شود بست.

2- گناه

راه برطرف نمودن این مانع، آشنا نمودن این گونه افراد با پیامدهای منفی گناهان و تشویق به ترك گناه و معاصی كوچك و بزرگ از جمله ترك تماشاى فیلم ها و صحنه هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین طور حضور در محیط هاى ناسالم می باشد .

شما می توانید برای شناساندن گناهان وی را به خواندن كتاب گناهان كبیره شهید دستغیب و همین طور كتاب گناه‏شناسى، محسن قرائتى تشویق نمائید.

گاهی پدر و مادرها می‌گویند: آقا من به او گفتم گوش نداد. دیگر حوصله‌ام نمی‌رسد. خدا گفته: به بچه‌ات كه سفارش نماز می‌كنی باید حوصله كنی. «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» ، «وَ أْمُرْ» امر كن، «أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ» یعنی بچه‌ات را وادار كن نماز بخواند، بعد می‌گوید: «وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» آیه‌ی قرآن است كه خواندم. یعنی مقاومت كن. نگو: ده بار گفتم گوش نداد.

3- دوستان ناباب

وجود دوستان ناشایست درانحراف آدمی به سمت ناهنجاری های اخلاقی بسیار موثر است. چه بسا جوانانی كه در مسائل دینی علاقمند و به دینداری خود را غبند و لیكن در محیط های مختلف از قبیل محل هایی كه در آن زندگی می كنند یا محیط كار و تحصیل كه در آن ساعاتی را سپری می سازند با افرادی آشنا شوند كه كارهاى نادرست انجام مى‏دهند یا حرف هاى لغو و بیهوده مى‏ زنند به مرور زمان موجب مى‏ گردد كه حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثیر بگذارد و حال نماز و دعا و مناجات از انسان سلب شود و به تدریج او را در دام بی دینی و لاابالی گری گرفتار می كنند.

راهی كه در خصوص چنین افرادی توصیه می شود كنترل دوستان پیرامون خانواده می باشد ؛ لذا اگر دوستانى دارد كه اهل نماز نیستند و نسبت به مسائل دینى و شرعى توجه ندارند و از خانواده هاى لاابالى هستند باید به نحوى او را از آن ها جدا شد و دوستانى مناسب را جایگزین آنها نمود.

4- نا امیدی

احتمال دارد كه به دلیل انجام گناهان ؛ چنین شخصی از درگاه الهی نا امید شده و به همین دلیل دیگر نماز نمی خواند لذا به رحمت و مغفرت الهى امیدوارش نمائید به گونه ای كه گناهان و اشتباهات احتمالى كه ممكن است قبلا یا هم اكنون مرتكب شده باشد باعث یاس و ناامیدى وی نشود و به او اطمینان بدهید كه خداوند توبه پذیر است و در صورت توبه همه گناهان را هر چند خیلى بزرگ باشند مى آمرزد.

5- برآورده نشدن حاجت

برخی از افراد نیز بدلیل اینكه به خواسته های خود نمی رسند با خدا لجبازی نموده و به وسیله ترك نماز با خدا قهر می كند .

اگر كسی با خدا قهر كرده باید به او یادآوری شود كه : چه بسا چیزهایى كه انسان به آن دست می یابد ، ولى سرانجام بلاى جان و مایه اندوهش مى ‏گردد؛ و چه بسیار اموری كه در نظر انسان ناگوار و ناخوشایند است و گاه مورد نفرت او است ولی باطن و سرانجام آن برای او خیر و مبارك است ، قرآن كریم بر این حقیقت ریشه ‏دار انگشت گذاشته و می فرماید : و عسى ان تكرهوا شیئاً و هو خیر لكم و عسى ان تحبّوا شیئاً و هو شرّ لكم ؛ چه بسا چیزى را ناگوار بدانید ولى در واقع مایه خیر شما است و چه بسا به چیزى دل ببندید كه در واقع برایتان زیانبار است.( بقره:6 21 )

فطری بودن تشكر و سپاسگذاری در انسان
از ویژگی های فطری هر انسانی این است كه در مقابل نعمتی كه دیگران به وی عطا می كند سپاسگذار بوده و تشكر می نماید .

فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است.

پیامبرخدا فرموده اند : «جبلّت القلوب على حبِّ من احسن الیها قلب‏ها »( بحار الأنوار ؛ ج‏74؛ ص 142) ؛ « بر اساس دوستى و محبت كسى كه به انسان احسان كند، آفریده شده است » و از آنجا كه در اصل خداى سبحان خالق و هستى بخش ماست و از سویى همه نعمت‏ها و بركاتى كه در زندگى ما وجود دارد از آن اوست. بنابراین لازم است به اقتضاى تكلیف فطرى خودمان از قادر منّان تشكر كنیم. حال این تشكر باید به چه شكل و كیفیتى باشد؟

انبیاى الهى روشنگر این حقیقت بوده‏اند و نبىّ مكرّم اسلام نیز به نوبه خویش نماز را با این شكل و هیئت خاص به ما معرفى فرموده‏ اند.

بنابراین همان گونه كه پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهین الطاف و بركات خویش گردانیده است، ما بندگان نیز موظّفیم هر چند ساعت یك بار در برابر محبوب قلب و عزیز دلمان بایستیم و از او نهایت سپاسگزارى و تشكر را بنماییم.

بهترین روش برای جذب دیگران به راه خدایی
بهترین روشی كه از سوی معصومین علیهم السلام برای جذب دیگران به راه خدا معرفی شده این است كه خودمان با اشتیاق و علاقه به احكام دینى اسلام عمل كنیم و همیشه به دستورات دینى پایبند باشیم و در واقع با عمل خود دیگران را به دستور دینى دعوت كنیم به عبارت دیگر احكام دینى را با عمل خود تبلیغ كنیم.

قرآن در سوره بقره مى‏فرماید: « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُم »( البقرة 44) ؛ «آیا دیگران را به نیكى دعوت مى‏كنید در حالى كه خودتان را فراموش كرده‏اید.»

امام سجاد می‌گوید: خدایا یك حالتی به من بده، كه هركس پشت سر من بد می‌گوید، من خوبی‌اش را بگویم :«مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» یعنی كسی غیبت مرا می‌كند من خوبی‌اش را بگویم.

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مردم را با غیر زبان خود (با اعمال و رفتار خود) براه حق دعوت نمائید . باید مردم از شما ورع و كوشش و نماز و اعمال خیر ببینند ؛ كه این روش كاملا جلب‏ كننده است. (بحار الأنوار ،ج‏67 ،ص 303)

البته علت اتخاذ چنین رویكردی نیز كاملا روشن است ؛ چراكه اگر اهل عمل نباشید ولو به ظاهر خود را متعبدهم جلوه دهید تأثیرگذارى شما خیلى كم می شود.

گذشته از اینكه چه بسا اگر حساسیت خاصى به شما پیدا كرده باشند دعوت زبانى شما نه تنها آنها را بیدار و هدایت نمى‏ كند بلكه لجاجت و سرپیچى دیگران را ولو بخاطر ناراحت كردن شما بیشتر خواهند كرد .

حضور افراد فرهیخته و سرشناس در مساجد
یكی از چیزهایی كه اثر دارد این است كه افراد سرشناس به مسجد بروند.

اگر شاگرد اول‌ها در مسجد بروند، باقی شاگردها هم می‌روند. اگر مدیریان و دبیران بروند، این حضور افراد سرشناس خیلی مهم است. یك فوتبالیست معروف اگر نمازش را در مسجد بخواند، تمام علاقه‌مندان فوتبال یاد می‌گیرند. آنها هم می‌روند و مسجدی می‌شوند. این یك مسأله است كه افراد فرهیخته و افراد سرشناس شركت كنند.

خدا در قرآن می‌گوید: زن‌های پیغمبر اگر شماخلاف كنید، عذابتان دو برابر است. چون می‌گویند: زن پیغمبر خلاف كرده است.

امام صادق(علیه السلام) به یك نفر گفت: هر گناهی از هركس بد است، ولی از تو بدتر است. گفت: چرا؟ فرمود: برای اینكه تو منسوب به ما هستی. آن كسی كه سید است با غیر سید فرق می‌كند. می‌گویند: تو از ذریه‌ی پیغمبر هستی. آن كسی كه روحانی است فرق می‌كند با غیر روحانی، تو روحانی هستی. تو تحصیل كرده هستی. بچه مسلمان باید در جریان باشد.

نقش خانواده در نماز و تربیت دینی فرزندان
مسأله‌ی دیگر توجه پدر و مادرها است. قرآن یك آیه دارد می‌گوید: «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ» (نور/37) مردانی هستند كه تجارت و داد و ستد اینها را از نماز سرگرم نمی‌كند. یعنی اگر وسط تجارت هم هست، صدای «قد قامت الصلاة» را شنید، مغازه را می‌بندد و مسجد می‌رود. این رجال كجا هستند؟ قبل از این «رِجالٌ» می‌گوید: «فىِ بُیُوت‏»(نور/36) آنها در خانه‌هایی هستند كه «أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَع‏»(نور/36) چرا كه اگر خانواده، خانواده‌ی خوبی باشد، بچه هم خوب و نماز خوان می شود.

وسایل غفلت را در خانه‌ها می‌آورند. انواع ماهواره‌ها و نمی‌دانم وسایل عیش و نوش، اینها نمی‌فهمند، متوجه نیستند، كه نسلشان را دارند از خدا جدا می‌كنند.

نقش مادر خیلی نقش مهمی است. در قرآن می‌فرماید: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ» (الرحمن/19) بعد می‌گوید: «لَّا یَبْغِیَانِ» (الرحمن/20) دو تا دریا آب شور و شیرین كنار هم اینها به هم تجاوز نمی‌كنند، بعد می‌گوید: «یخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ الْمَرْجَانُ» (الرحمن/22)، «بَغی» با غین یعنی ظلم. «لَّا یَبْغِیَانِ» چون ظلم نمی‌كنند، تجاوز نمی‌كنند یعنی آب شیرین در شور نمی‌آید، آب شور در شیرین نمی‌رود، چون این آب‌ها به هم تجاوز نمی‌كنند، «یخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ الْمَرْجَانُ»

در خانه هم همینطور است، اگر زن و شوهر اهل تجاوز نبودند، مادر و پدر خوب بودند «یخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ الْمَرْجَانُ» بچه‌هایشان لۆلۆ و مرجان می‌شوند.

از ویژگی های فطری هر انسانی این است كه در مقابل نعمتی كه دیگران به وی عطا می كند سپاسگذار بوده و تشكر می نماید . فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است

خانه‌ی نمازی، بچه‌اش نمازی می‌شود. نقش پدر و مادر، پدر و مادرها شما كه امكاناتی برای بچه‌هایتان جور می‌كنید این امكانات را در سایه‌ی نماز انجام دهید. اگر نمازت را بی‌غلط خواندی گوشواره می‌خرم. اگر رفتیم نماز جمعه آنجا مثلاً حالا دو چرخه‌ای، موتوری می‌خواهی، لباسی می‌خواهی، كفشی می‌خواهی در راه نماز جمعه می‌خرم.

حساسیّت و جدیّت لازم در امور دینی
گاهی پدر و مادرها می‌گویند: آقا من به او گفتم گوش نداد. دیگر حوصله‌ام نمی‌رسد. خدا گفته: به بچه‌ات كه سفارش نماز می‌كنی باید حوصله كنی. «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» (طه/132)، «وَ أْمُرْ» امر كن، «أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ» یعنی بچه‌ات را وادار كن نماز بخواند، بعد می‌گوید: «وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» آیه‌ی قرآن است كه خواندم. یعنی مقاومت كن. نگو: ده بار گفتم گوش نداد.

نقش اخلاق نیكو در جذب مردم
امام سجاد می‌گوید: خدایا یك حالتی به من بده، كه هركس پشت سر من بد می‌گوید، من خوبی‌اش را بگویم :«مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» (صحیفه سجادیه/ ص92) یعنی كسی غیبت مرا می‌كند من خوبی‌اش را بگویم.

«ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (مۆمنون/96) او بدی كرد، من خوبی‌ انجام بدهم. «وَ یَدْرَۆُنَ بِالْحَسَنَة السَّیِّئَةَ» (رعد/22) سیئه و بدی را با خوبی دفع كنم.

منبع : جیرفت-احمدیعوامل جذب شدن به نماز
برچسب ها : نماز ,افراد ,دیگران ,یعنی ,می‌گوید ,انسان ,اصْطَبِرْ عَلَیْها» ,«یخَْرُجُ مِنهُْمَا ,افراد سرشناس ,مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ ,سجاد می‌گوید ,«یخَ

در عرض ۲ هفته مدیر بهتری خواهیدبود.

:: در عرض ۲ هفته مدیر بهتری خواهیدبود.
در این نوشتار فهرستی از ۱۰ کار آمده‌است که با انجام دادن‌شان می‌توانید مدیر بهتری شوید. یکی را انتخاب کنید. امروز انجام‌اش دهید. فردا یکی دیگر را انتخاب کنید. در عرض ۲ هفته مدیر بهتری خواهیدبود.

در این نوشتار فهرستی از ۱۰ کار آمده‌است که با انجام دادن‌شان می‌توانید مدیر بهتری شوید. یکی را انتخاب کنید. امروز انجام‌اش دهید. فردا یکی دیگر را انتخاب کنید. در عرض ۲ هفته مدیر بهتری خواهیدبود.

۱. بهترین آدم‌ها را انتخاب کنید

شما به عنوان یک مدیر فقط به اندازه‌ای خوب هستید که اعضای تیم‌تان خوب هستند. از همان ابتدا با انتخاب بهترین افراد به خودتان شانس بهتری برای موفقیت بدهید. درمورد سوال‌هایی که در مصاحبه‌های کاری پرسیده می‌شود مطالعه کنید تا یاد بگیرید چگونه بهترین داوطلب‌ها را برای یک شغل انتخاب کنید.

۲. انگیزه‌بخش باشید

ما انسان‌ها کارهایی را انجام می‌دهیم، چون می‌خواهیم انجام‌شان بدهیم. گاهی می‌خواهیم کاری را انجام دهیم چون پیامدهای انجام ندادن آن ناخوشایند است. با این حال، بیشتر اوقات به خاطر حاصلی که از آن به‌دست می‌آید کاری را انجام دهیم.

درمورد کار هم همین‌طور است، افراد به خاطر دریافت پول بیش‌تر، یا اعتبار، یا شناخته‌شدن خوب کار می‌کنند.

افراد بد کار می‌کنند چون می‌خواهند به خودشان سخت نگیرند و در عین حال دریافت هم داشته‌باشند. آنها واقعا سخت کار می‌کنند چون می‌خواهند فردی را تحت تاثیر قرار بدهند. برای این‌که به افرادتان بهتر انگیزه بدهید، بفهمید چه می‌خواهند و چگونه می‌توانید آن را در اختیارشان بگذارید تا آن‌طور که شما می‌خواهید کار کنند.

۳. تیم‌تان را بسازید

این‌که افراد برای موفقیت در کار انگیزه داشته‌باشند کافی نیست. آنها باید به عنوان یک تیم با هم کار کنند تا گروه را به مقاصدش برسانند. در ضمن، اگر از همه‌ی آنها بخواهیم "فقط کار خودشان را انجام دهند" دیگر به شما نیازی نیست تا آنها را در یک تیم مدیریت کنید، این‌طور نیست؟

۴. رهبر باشید، فقط مدیر نباشید

شما این تیم را از بهترین افراد گردآوری کرده‌اید. به آنها برای حداکثر عملکرد انگیزه داده‌اید. چه‌چیزی از قلم افتاده‌است؟ تا زمانی که مسیر را به تیم نشان ندهید؛ تا زمانی‌که انگیزه را به هدف تبدیل نکنید و تیم را برای تحقق آن رهبری نکنید، انگیزه دادن بی‌ارزش است. چیزی که یک مدیر را از همتایان‌اش متمایز می‌کند توانایی او در رهبری افراد دیگر است. به یاد داشته‌باشید رهبران در همه‌ی سطوح یک سازمان پیدا می‌شوند، پس یکی از آنها باشید.

۵. مهارت برقرار ارتباط‌تان را بهبود ببخشید

شاید برقراری ارتباط تنها مهم‌ترین مهارت یک مدیر باشد. در ضمن، همه‌ی مهارت‌های دیگر به آن وابسته است. اگر نتوانید دیدگاه‌تان را به دیگران منتقل کنید نمی‌توانید یک رهبر باشید. اگر افراد درک نکنند چه می‌خواهید، نمی‌توانید به آنها انگیزه بدهید. می‌توان مهارت‌های برقراری ارتباط را با تمرین بهبود بخشید.

۶. در مدیریت پول بهتر عمل کنید

یک شرکت برای این‌که در کسب‌وکار باقی بماند باید پول را مدیریت کند. این یعنی پول دربیاورید و کم‌تر از آن‌چه درآورده‌اید خرج کنید. بسته به نقش‌تان در سازمان ممکن است در یک حوزه یا حوزه‌ای دیگر نفوذ بیش‌تری داشته‌باشید، اما باید هر دو را درک کنید. شما می‌توانید به شرکت‌تان، کارمندان‌تان، و خودتان کمک کنید در مدریت پول شرکت بهتر عمل کنند. نگذارید این اعداد یا این واقعیت که این مسئله مربوط به ریاضی است، شما را دلسرد کند.

۷. در مدیریت زمان بهتر عمل کنید

احتمالا چیزی که هنگام کار از پول کم‌تر دارید زمان است. هرچه بهتر زمان را مدیریت کنید، هم شما و هم دیگران، به عنوان یک مدیر موثرتر خواهیدبود.

۸. خودتان را بهبود دهید

آن‌قدر روی افرادتان تمرکز نکنید که خودتان را فراموش کنید. نقاط ضعف خودتان را شناسایی کنید و آنها را بهبود دهید. این واقعیت که در حال خواندن این مقاله هستید نشان می‌دهد مفهوم این موضوع را درک می‌کنید.

۹. مدیریت اخلاقی را تمرین کنید

رسوایی‌هایی مانند رسوایی شرکت انرون واقعا روی این موضوع تاکید می‌کنند که اخلاق در کسب‌وکار تا چه حد مهم است.

۱۰. به خودتان استراحت بدهید

اگر بیش از حد استرس داشته‌باشید به عنوان یک مدیر کم‌تر موثر خواهیدبود. تحمل‌تان کم‌تر می‌شود، بیش‌تر به آدم‌ها می‌پرید. هیچ‌کس نمی‌خواهد نزدیک شما باشد. به خودتان استراحت دهید. به خودتان شانسی بدهید تا تمدد اعصاب کنید و باتری‌تان را شارژ کنید. وقتی برشد، بهره‌وری بیش‌ترتان زمانی را که نبوده‌اید و حتی بیش‌تر از آن جبران می‌کند. حسابی تفریح کنید یا بروید و در ساحلی لم بدهید.

 

منبع : جیرفت-احمدی در عرض ۲ هفته مدیر بهتری خواهیدبود.
برچسب ها : مدیر ,خودتان ,انجام ,افراد ,مدیریت ,انگیزه ,انتخاب کنید ,مدیر بهتری ,بهتری خواهیدبود ,هفته مدیر ,برای موفقیت ,مدیر بهتری خواهیدبود ,کنید امروز ا

نمونه سرفصل طرح درس سالیانه

:: نمونه سرفصل طرح درس سالیانه

تقویم سالانه فعالیتهای پرورشی

فعالیتهای کلاسی

 

مهرماه

درس

موضوع

هفته

اول

مهارتهای زندگی

دوستی و دوست یابی

هفته

دوم

عطر انتظار

وظایف منتظران ظهور

هفته

سوم

آموزش احکام

احکام تقلید،احکام نجاست و مطهرات

هفته

چهارم

دشمن شناسی

تهاجم فرهنگی و راهکارهای مبارزه با آن

آبان ماه

درس

موضوع

هفته

اول

اخلاق

احترام به پدر و مادر

هفته

دوم

آموزش احکام

احکام وضو و نماز

هفته

سوم

ولایت و امامت

غدیر خم و ولایت فقیه

هفته

چهارم

فرهنگ مطالعه

کتاب و کتابخوانی

آذر ماه

درس

موضوع

هفته

اول

اخلاق

دروغگویی و غیبت

هفته

دوم

آموزش احکام

فضیلت نماز جماعت و نماز جمعه

هفته

سوم

مسائل سیاسی مذهبی

فلسفه عاشورا

هفته

چهارم

نیایش

اهمیت دعا و آشنایی با صحیفه سجادیه

دي ماه

درس

موضوع

هفته

اول

آموزش احکام

احکام تیمم

هفته

دوم

روابط اجتماعی

روابط دختر و پسر و پیامدهای آن

هفته

سوم

نوجوان و اسوه

ویژگیهای شخصیتی حضرت زهرا (س)

هفته

چهارم

روابط اجتماعی

آداب معاشرت

بهمن

درس

موضوع

هفته

اول

آموزش احکام

احکام غسلهای واجب و مستحبی

هفته

دوم

دهه فجر

  پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره)

هفته

سوم

مهارتهای زندگی

مسئولیت پذیری،انضباط فردی و گروهی

هفته

چهارم

اخلاق

حجاب در اسلام

اسفند

درس

موضوع

هفته

اول

آموزش احکام

احکام روزه

هفته

دوم

اخلاق

تقویت روحیه تعاون،نیکوکاری،نوع دوستی و کمک به دیگران

هفته

سوم

مسائل اعتقادی

آداب زیارت ائمه اطهار

هفته

چهارم

مهارتهای زندگی

قناعت و صرفه جویی

فروردين

درس

موضوع

هفته

اول

......

..........

هفته

دوم

......

.........

هفته

سوم

مسائل اعتقادی

توبه و بازگشت از گناه

هفته

چهارم

نهج البلاغه

حکمت های ناب

ارديبهشت

درس

موضوع

هفته

اول

آموزش احکام

احکام نذر و قسم خوردن

هفته

دوم

بهداشت

نظافت و بهداشت فردی

هفته

سوم

مهارتهای زندگی

خودباوری و اعتماد به نفس

هفته

 چهارم

اخلاق

حسد و کینه و راهکارهای مبارزه با آن

 

منبع : جیرفت-احمدینمونه سرفصل طرح درس سالیانه
برچسب ها : هفته ,احکام ,موضوع ,آموزش ,چهارم ,اخلاق ,موضوع هفته ,آموزش احکام ,هفته چهارم ,احکام احکام ,مهارتهای زندگی ,آموزش احکام احکام

عموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم!

:: عموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم!
با قیمت نفت سلاح تهیّه مى  کنیم و به جان هم مى افتیم و برادرکشى مى کنیم! عمل به قرآن، یعنى این که از ظالم کناره گیرى کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّى بجوییم ولى عموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم!

 اگر درست به قرآن عمل مى‏ کردیم.../گفتاری از آیت الله بهجت(ره)

 

 

 

اگر درست به قرآن عمل مى کردیم، با عمل خود دیگران را جذب مى کردیم؛ زیرا مردم غالبا ـ به جز عدّه ى معدود ـ خواهان و طالب نور هستند، و آنان که به اسلام و قرآن نگرویده اند، قاصرند و نور به آن ها عرضه نشده است. این گونه افراد به اعمال ما و رفتار ما نگاه مى کنند، که در ظاهر خوب، و در باطن بد است و زیر و روى آن با هم تفاوت دارد!
اگر راست مى گوییم که قرآن سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟ اگر به قرآن عمل مى  شد، آیا این همه بین مسلمانان جنگ و خونریزى واقع مى  شد؟!

 با قیمت نفت سلاح تهیّه مى  کنیم و به جان هم مى افتیم و برادرکشى مى کنیم! عمل به قرآن، یعنى این که از ظالم کناره گیرى کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّى بجوییم ولى عموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم!
بنى امیه و بنى عباس حدود پانصد سال حکومت کردند، با آن همه جنایات و ظلم که آن ها نسبت به على و اولاد على و ذرّیّه ى رسول اللّه  ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ روا داشتند باز هم ما مسلمانان آنان را قبول مى کنیم و دوستشان داریم، و با این حال، مدّعى هستیم که عمل به قرآن مى کنیم، و از «حَسْبُنا کِتابُ اللّه »(1)؛ (کتاب خدا براى ما بس است) دم مى زنیم، لذا در زمان ظهور دولت حقّ و حضرت حجت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ اول به حساب همین مدّعیان عمل به قرآن مى رسند؛ زیرا این ها از کفار معاندترند. و نصارى چون مى بینند حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ به آن حضرت اقتدا مى کند، از آن حضرت متابعت مى کنند و زودتر از دیگران به اسلام و حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ مى گروند.

1. بحارالانوار، ج 22، ص 473 و 474؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 2، ص 55؛ ج 6، ص 51؛ ج 11، ص 49؛ ج 12، ص 87.

حضرت آیت الله بهجت/ سایت

منبع : جیرفت-احمدیعموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم پیمانیم!
برچسب ها : ظالم ,کنیم ,حضرت ,قرآن ,اللّه ,سلاح ,ظالم هستیم، ,عجّل اللّه ,اللّه تعالى ,تعالى فرجه ,فرجه الشّریف ,عجّل اللّه تعالى

تخریب شخصیت و جامعه سالم

:: تخریب شخصیت و جامعه سالم

منبع مقاله: نورمحمدی، غلامرضا؛ (1390)، مهارت‌های زندگی اجتماعی، قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف، چاپ دوم

 

یکی از نشانه‌های جامعه سالم، حفظ شخصیت افراد است. بنابراین اگر در جامعه‌ای شخصیت افراد در امان نماند و برخی به ناحق ترور شخصیت شوند و افرادی بی‌گناه متهم گردند و آبروی آنان خدشه‌دار شود؛ چنین جامعه‌ای ناسالم بوده و آلوده به نوعی فساد اجتماعی است.

در دین اسلام، ضرورت رعایت حقوق مردم در تمام زمینه‌ها، امری مسلم فرض شده است و بر تقدم حقوق شخصی بر حقوق الهی تاکید شده است. امیر‌مومنان علی‌(ع) می‌فرمایند:

خداوند‌[رعایت] حقوق بندگانش را بر حقوق خودش مقدم قرار داد و هر کس‌ [رعایت] حقوق بندگان خدا را بر عهده گیرد همین کار منجر به بر عهده گرفتن حقوق الهی نیز می‌شود.

بنابراین در دین اسلام، رعایت و حفظ شخصیت افراد وظیفه‌ای اجتماعی و الهی است که تمام مسلمانان باید بدان اهتمام ورزند. از این سو عدم رعایت این مهم نیز نشانه انحراف و فساد اجتماعی است که در دین اسلام ریشه‌یابی کامل و مناسبی از این فساد اجتماعی صورت گرفته است. برای این آسیب‌شناسی می‌توان سه مرحله‌ی اصلی را بر‌شمرد که بدان‌ها می‌پردازیم:

مراحل آسیب‌شناسی جامعه ناسالم و راه درمان آن

ـ1ـ بدبینی

فرد بدبین همواره از رفتار دیگران برداشت منفی دارد که ناشی از بی‌اعتمادی به اطرافیان و دیگر افراد جامعه است. او همیشه در عذاب و رنج است و با مشکلات جسمی و روحی بسیاری روبروست. روحیه‌ی بدبینی این افراد آسیب‌های اجتماعی فراوانی در پی دارد. اینان تنها با تصورات ذهنی خویش به قضاوت در باره دیگران می‌پردازند؛ تصوراتی که بی‌تردید از روح ناسالم آنان مایه می‌گیرد. از آنجا که آنها هماره به گونه‌ای بدبینانه درباره‌ی دیگران به قضاوت می‌نشینند، این ویژگی می‌تواند منشا رواج بسیاری از صفات زشت مانند تهمت و دروغ شود.

قرآن کریم به صراحت بیان می‌دارد که بسیاری از بدگمانی‌ها ریشه واقعی ندارد و ساخته ذهن افراد است:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید؛ زیرا برخی از آنها پندارهای غلط و گناه است.(2)

امیر مومنان(ع) می‌فرماید:

بدگمانی، آفت دین است.

بدگمانی، دل‌ها را بیمار می‌گرداند و فرد مطمئن را متهم می‌سازد و شخص انس گیرنده را می‌راند و محبت [میان] دوستان را تغییر می‌دهد [و به دشمنی می‌کشاند].

پیشگیری و درمان بدبینی

اسلام در مرحله‌ی نخست، مسلمانان را از بدگمانی به دیگران باز می‌دارد؛ زیرا این بدبینی سبب می‌گردد که به شخصیت آنان تجاوز گردد. در آموزه‌های دینی، وجود روحیه بدبینی نشانه‌ی بیماری روحی دانسته شده است و سفارش گردیده که «خوش گمانی» جایگزین آن گردد؛ چنان که پیامبر اکرم‌(ص‌) فرمودند:

گمان [و حدس‌های] خودتان را نسبت به برادرانتان نیکو گردانید [و خوش گمان باشید] تا با آن، پاکی دل و نیکی سرشت نصیب شما گردد.

راهکار دیگری به نام «حمل بر صحت» نیز برای پیشگیری از این روحیه بیمار گونه مطرح گردیده است؛ بدین بیان که اگر برای ظاهر رفتار و گفتار افراد می‌توان چندین تصور خوب و بد در نظر گرفت، فرد تلاش نماید بهترین تصور را برگزیند. بنابراین می‌باید درباره دیگران قضاوت مثبت داشته باشیم؛ آن‌گونه که اگر رفتار کسی به ظاهر منفی است، آن را با خوش‌بینی حمل بر صحت کنیم. امیر‌مومنان‌(ع‌) می‌فرماید:

کار [یعنی گفتار و رفتار] برادر دینی خودت را بر بهترین وجه آن قرار بده، مگر آنکه دلیلی به دست تو برسد [که حقیقت را روشن سازد] و راه توجیه را بر تو ببندد، و هرگز به سخن و کلامی که [از زبان] برادرت خارج شده، گمان بد مبر، درحالی که تو می‌توانی برای آن، احتمال نیکی بیابی.

البته نباید از یاد برد که نمی‌توان نسبت به کارهای زشت ا‌جتماعی افراد و تجاوزگری آنان به حقوق دیگران بی‌اعتنا بود؛ چرا که ممکن است آنان بر ادامه‌ی رفتار ناشایست خود تشویق شوند. به سخنی دیگر، باید در برابر آنان در چارچوب موازین «امر به معروف و نهی از منکر» اقدام نمود.

ـ2ـ تجسس

پس از مرحله بدگمانی ممکن است کار به تجسس در‌باره‌ی لغزش‌ها و عیوب دیگران بینجامد که برخی ریشه آن را در حس کنجکاوی بشر جستجو کرده‌اند. بی‌شک حس کنجکاوی را خداوند در وجود آدمی قرار داده تا مانند سایر حس‌های دیگر ارضای آن سبب شادابی انسان گردد. اما در چه مواردی می‌تواند کنجکاو بود؟ آیا می‌توانیم درباره‌ی همه چیزهایی که می‌بینیم، یا متوجه آنها می‌شویم کنجکاوی کنیم؟ آیا مجاز هستیم درباره همه آنچه می‌دانیم، با دیگران سخن بگوییم؟

اگر هر یک از ما خودمان را به خوبی می‌شناختیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم به عیوب دیگران بپردازیم. بی‌تردید فرد عیب‌جو کسی است که خود را از هر‌گونه نقص و عیب به دور می‌داند و گمان می‌کند تمام عیوب در دیگران وجود دارد و او از هر گونه نقص و عیبی مبراست.

مشکل روان‌شناسی افراد عیب‌جو آن است که در خود احساس حقارت می‌کنند. آنان برای پوشاندن این کاستی تلاش می‌کنند از شخصیت و رفتار دیگران عیب‌جویی کنند و آن را برای دیگران بنمایانند. فرد عیب‌جو با بیان عیب دیگران درصدد است برای آنها نوعی انحراف ذهنی ایجاد نماید تا به گمان خود، آن افراد فرصت کافی برای تمرکز بر رفتار وی را نداشته باشند. به جای جستجو و دیدن عیوب و اشتباه دیگران می‌توان نیکی‌های آنان را دید و از آن سخن گفت، اما اینکه چرا بسیاری از مردم از این کار طفره می‌روند، جواب بسیار ساده است: پذیرفتن و تصدیق این کار، خوشایند افراد نیست؛ چرا که بیشتر به منافع خود می‌اندیشند و اغلب حقیقت را با برداشت‌های خود اشتباه می‌گیرند. البته این افراد تنها به این جستجو بسنده نمی‌کنند؛ بلکه عیوب دیگران را هم به خود آنان و هم به دیگران می‌گویند و بدین‌رو آبروی آنان را خدشه‌دار می‌کنند.

جالب آنکه اینان همواره می‌کوشند دیگران را متقاعد کنند که افرادی دلسوزند و می‌خواهند در رفع آن عیوب کمک کنند. از آنجا که تجسس و عیب‌جویی بر روابط اجتماعی فرد با دیگران اثر منفی خواهد گذاشت و حالت عاطفی در روابط اجتماعی را خدشه‌دار می‌سازد، از نظر عقل و شرع حرام شمرده شده است. بدیهی است در هر جامعه‌ای هستند افرادی که در زندگی شخصی خویش مخفیانه به کارهای ناشایست دست می‌زنند و خود نیز در پنهان‌سازی آن می‌کوشند، از این‌رو دیگران نباید با تجسس خویش از عیب این افراد آگاه گردند. خداوند در قرآن می‌فرماید:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از آنها پندارهای غلط و گناه است، و نیز هرگز تجسس مکنید.

در هر حال زیر نظر گرفتن امور پنهانی مردم، اطلاع‌یابی یا افشای آن نوعی تعرض و دخالت در حریم دیگران است و سبب سلب امنیت روانی آنان می‌گردد. به همین دلیل، هم عقل و هم شرع به ناروا بودن آن حکم می‌دهند.

امیر‌مومنان‌(ع‌) یکی از صفات مومنان را پوشاندن عیوب دیگران و گذشت از لغزش‌های آنان می‌شمارد. از سوی دیگر، حضرت می‌فرماید: بدترین مردم کسی است که از لغزش‌ها گذشت نمی‌کند و عیب مردم را نمی‌پوشاند.

هر کس اسرار دیگران را بکاود، خداوند اسرار او را فاش می‌نماید.

در برخی از مردم عیوبی هست که حاکم به پوشاندن آنها سزاوارتر است. پس در صدد مباش که عیب پنهانی آنان را به دست آوری، بلکه وظیفه‌ی تو آن است که آنچه برای تو نمایان گشته، اصلاح کنی و آنچه از تو مخفی است، خداوند درباره‌ی آن حکم می‌کند.

بنابراین تا آن جا که توانایی داری، عیوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عیوبی را که دوست داری برای مردم فاش نشود؛ پوشیده نگه دارد.

پیامبر اکرم‌(ص‌) نیز در این باره می‌فرماید: ای کسانی که فقط با زبان اسلام آورده‌اید و هنوز ایمان خالص در قلب‌های شما راه نیافته است! افراد مسلمان را سرزنش نکنید و عیوب [و امور پنهانی] آنان را جستجو نکنید. پس هر کس چنین کند، به یقین خداوند عیوب [و امور پنهانی و زشتی‌های] او را آشکار سازد و رسوایش می‌کند، هر چند کار زشت را در گوشه‌ی خانه‌اش انجام داده باشد.

هر کس کار زشتی را فاش و منتشر سازد، همانند کسی است که ابتدا آن کار زشت را انجام داده است و هر کس مومنی را به خاطر خطا و گناهی سرزنش کند؛ نمی‌میرد مگر آنکه آن خطا و گناه را مرتکب می‌شود.

پیشگیری و درمان تجسس

راهکار پیشنهادی اسلام برای پیشگیری از ایجاد روحیه تجسس آن است که هر فرد به عیب‌یابی خویش بپردازد.

پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: ای مردم! هر کس در عیب خویش بنگرد، از عیب دیگران غافل می‌شود.

آنچه از خویش می‌دانی، باید تو را از [عیوب] مردم بازدارد.

امیر‌مومنان‌(ع‌) می‌فرماید: هر‌کس می‌خواهد عیوب مردم را جستجو کند، باید ابتدا از عیب خودش شروع نماید.

هر کس از عیب خویش آگاه گردد، به هیچ‌کس عیبی را نسبت نمی‌دهد.

عیب باشد کاو نبیند جز که عیب ... عیب کی بیند روان پاک غیب

ای خنک جانی که عیب خویش دید .... هر چه عیبی دید آن بر خود خرید

با نگاهی واقع‌بینانه بدین نتیجه خواهیم رسید که اعضای جامعه در رفتار خویش معصوم نیستند و در زندگی خود دچار لغزش‌ها و کاستی‌هایند. بنابراین اگر قرار باشد هر کس خود سرانه خطاهای دیگران را بیابد و برای وی یا دیگران بازگو کند، هیچ اعتمادی بین افراد جامعه باقی نمی‌ماند و وحدت و همدلی میان آنان از بین می‌رود و فضای کینه‌توزی و انتقامجویی حاکمی می‌گردد. تجربه نیز به ما آموخته است که تا وقتی به کسی خوش‌بین هستیم، گرایش قلبی ما به سوی وی بیشتر خواهد بود و از این سو اگر از لغزش‌های وی آگاه شویم و بدانیم که مرتکب خطا و گناه شده است، بی‌شک علاقه ما به او کاسته خواهد شد. اگر این وضع در جامعه رواج یابد، افراد جامعه هرگز به یکدیگر محبتی نخواهند داشت و این بی‌محبتی سبب از هم‌گسیختگی جامعه می‌شود، تا جایی که در روایتی از امیر‌مومنان‌(ع) نقل شده است:

لو تکاشفتم ما تدافتنتم.

اگر از اسرار هم آگاه می‌شدید؛ جنازه یکدیگر را هم دفن نمی‌کردید.

ـ3ـ اجرای روش‌های تخریب و ترور شخصیت افراد

این مرحله شامل بسیاری از رفتارها و گفتارهایی است که شخصیت افراد جامعه را خدشه‌دار می‌کند و اساس امنیت و آرامش روانی آنان را از بین می‌برد؛ پیوندهای اجتماعی را سست می‌کند و سرمایه اعتماد میان افراد را از بین می‌برد و در آخر نیز پایه‌های همیاری و همکاری را متزلزل می‌سازد و به جای آن، بذر کینه و دشمنی را در دل افراد می‌پاشاند.

به همین‌رو، دین اسلام از همه مردم خواسته است هرگاه بر عیب و نقص برادر دینی خود آگاهی یافتید، آن را به دیگری اعلام نکنید، بلکه آن را کتمان نمایید تا شخصیت فرد تخریب نگردد. دین اسلام هر گونه روش گفتاری و رفتاری را که به قصد تخریب صورت پذیرد، نهی نموده و آنها را گناهانی بزرگ بر شمرده است. امام صادق‌(ع‌) می‌فرماید: کسی که بر ضدّ فرد مومن چیزی را نقل کند و هدف او این باشد که با آن گفتار، بدگویی وی را کرده باشد و وی را در نزد مردم بی‌اعتبار سازد و از چشم مردم بیندازد؛ خداوند چنین کسی را از ولایت خود خارج ساخته و به سوی ولایت شیطان رهسپار می‌سازد و شیطان هم او را تحت ولایت خود نمی‌پذیرد.

در روایت دیگر، امام صادق(ع) به صراحت بیان می‌دارد که روش‌های تخریبی در جامعه تنها پیامد منفی برای فرد تخریب شده ندارد، بلکه خود افرادی که دست به تخریب دیگران می‌زنند؛ سرانجام خود نیز گرفتار خواهند شد. در جایی دیگر حضرت می‌فرماید: هیچ مومنی برادر دینی خودش را خوار و ذلیل نمی‌کند؛ در حالی که می‌توانست یار و مددکارش باشد، مگر آنکه خداوند در دنیا و آخرت، وی را خوار و ذلیل خواهد نمود.

نگر تا ز کردار بد گوهرت ... چه آرد جهان آفرین بر سرت

منبع : جیرفت-احمدیتخریب شخصیت و جامعه سالم
برچسب ها : دیگران ,افراد ,آنان ,عیوب ,مردم ,جامعه ,شخصیت افراد ,عیوب دیگران ,افراد جامعه ,برادر دینی ,فساد اجتماعی